مشاعره قروتی



ازقول پیر قدیم گفته اند: 
 روزی یک زن خُنگی برای ناهار اهل منزل قروت درست کرده بود(وامالیده بود) کاسه ها و پیاله تاس های مسی وسفالی و پیاز و سبزی و نانهای خشک محلی بر سر سفزه چیده و همه آماده بودند تا دور  هم بنشینند  و نان  ریزه  کرده و  بعد از چند ساعت کار وگرسنگی زیاد ناهار خود را نوش جان کنند که ناگهان چفت درب  خانه بصدا در می آید  ....





بله درست حدس زدید چند تا مهمان ناخوانده باشکم گرسنه درست وقت ناهار ، یا الله یا الله کنان وارد خانه شدند . زن خانه به تکاپو افتاد تا چاره ای بیندیشد که در این وقتِ کم چه خاکی برسر خود بریزد و چه غذایی آماده کند و به آین مهمان های گرسنه تر از اهل خانه  بخوراند ؟. برخلاف زن ، مرد خانه که بی خیال تر بود و با مهمان ها هم تعارفی نداشت و خیلی هم سر زبان  داشت برای اینکه به مهمان ها بفهماند اوضاع خانه از چه قرار است و چیزی هم در خانه نیست با زبان شعر ولهجه شیرین محلی خطاب به مهمان هاچنین گفت :



صبر کُنَی تا اینکه وَه مَلِم قروت              تونجه رزه ، یکَ دونُون جَو کنُم
گر که باز مهمون ناَخونده بِ یه                 باز  دِوباره  تو  قروتو  اَو کنُم

مهمان ها هم که با استشمام بوی پیاز داغ اشتهای آنها باز ، وبا شنیدن شعر صاحب خانه بر سر ذوق هم آمده بودند هر کدام به نسبت خودمانی بودن یا حال وهوایی که داشتند در جواب شعرهایی تحویل صاحبخانه دادند.

روش تهیه قرووتی خراسان جنوبی

نفر اول که خیلی احساس خودمانی بودن با صاحبخانه داشت و نگران ناراحت شدن او هم نبود گفت:

 قروتن که تو وَمالی نِمَه یُم         دَ تونجه اَو کنی خَالی، نِمَه یُم 

 مگر مِهمور چنی وَخو مِدارن     گذشتم مو قروت آبی نمه یُم

ولی نفر دوم علیر غم خودمانی بودن خواست ادب را رعایت کند و گفت :

 بقربون قروتُن پُر ز اَو شم               بقربون رِزه های نون جَو شم

چِنی لطف خوشِ دیدم مُو از تو      مَه یُوم خونه شما چند روز وِلُو شُم

نفر سوم خیلی خجالتی بود و گفت :

 قَروتُ هرجورِ بَه شَه دل مُو مَه یه         چه بی جوز و چه پُر اَو دل مُو مَه یَه
  از ای لطف خوش صاحب قَروتُو              تقهَ چَی بی قُروتَم دل مُو مَه یَه

نفر چهارم که آدم رُکی بود ولی نخواست صاحبخونه رو هم ناراحت کنه در بیت اول حرف خودش (اعتراض) و در بیت دوم  برای دلداری صاحبخانه می گوید: 

   قُروتُون تو دگه مزه نداره                 زبَس بی مزه یِِ لنگه نداره
      
  ولی اسمش قروتِ ای عزیزا           دگه بیش و  کَمِش غُصه نِدَه ره
 
 نفر پنجم که  حسابی هم اهل چاپلوسی بود گفت :

 بقربون او قُروتُنِ شما شُم       تقارچه زیر جَوزنِ شما شُم

اگر جَوز هم  ندارَی توی خونه     خودم جَوزِ قروتونِ شما شُم

صاحبخانه که محو حرف های  مهمان ها شده بود بعد از گوش کردن به  اشعار وسخن های آنها ، دست آخر دو بیت شعر تحویل مهمان ها داد و به آنها  فهماند که زیادی هم ناز نکنند. این قروت ها  آبکی هم که باشد،  آن قدر با ارزش وخوشمزه است، که ناز کردن برای آن بی مورد و مایه پشیمانی است و نتیجه ای جز حسرت خوردن نخواهد داشت.

       قروتون شهر ما اَوَازه داره                          ز جَوز و روغن زرد مزه داره

       الا مردم نمی دونَی بدونَی                          رفیقو نا ز بی اندازه دارن



طرز تهیه قروت (کشک) بیرجندی

بدون اغراق-یکی از غذاهای بسیار خوشمزه وخاطره انگیز بیرجند و روستای خُنگ شریف همین قروت است، که از زمان های بسیار قدیم جزئی از تولیدات لبنی غذاهای سنتی ما بوده واین غذای با ارزش که به روشهای مختلف وبصورت گرم وسرد و سیرداغ و پیاز داغ و زیره داغ ، همراه با کدوهای محلی و بادنجان بر سر سفره های پر از مهر ومحبت مادران و مادر بزرگ ها، لذیذ تر وخاطره انگیز تر می شده است .بدون شک همه ما از این سفره های پر از محبت وصمیمیت خاطرات زیادی داریم. یادش بخیر خدا همه رفتگان را بیامرزد و زنده ها را هم حفظ کند. وما را هم قدر بدان محبت های پدران ومادران وبزرگان ما و پاسداران میراث و آداب و فرهنگ ارزشمند آنها قرار بدهد انشاء الله
همشهری های عزیز بیایید به بزرگان خود افتخار کنیم و یاد آنها را گرامی بداریم وبا خیرات وحداقل ذکر فاتحه روح درگذشتگان را شاد و برای سلامتی زنده هایشان هم دعا کنیم وصله رحم راهم از یاد نبریم.



نویسنده :moslemzade|خواندنی ها | ارسال نظر: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ